ورود به دنیای کودکان و نوجوانان را از معصومین علیهم السلام بیاموزیم

دوران کودکی و نوجوانی بهترین زمان برای تربیت و پایه گذاری زندگی سالم و سعادتمندانه فرزندان است، لذا این دوره از گذشته مورد توجه روان شناسان و صاحب نظران بوده، به طوری که هر روز تحقیقات دامنه دار و عمیقی پیرامون روان شناسی کودکان و نوجوانان صورت می گیرد.

انبوه نتایج علمی که امروزیان بدان دست یافته اند، در سایه استعداد از تجربیّات گذشتگان و استفاده از فناوری های جدید تحقّق یافته است، با این حال پیوسته طرح ها و نظریات جدیدی درباره تربیت، تغذیه، عادت ها و رفتاری های کودکان و نوجوانان به دست می آید که گاه به طور کامل ناقض نظریّات گذشته است، اما در قرن ها پیش که هیچ یک از این زمینه ها و امکانات پژوهشی وجود نداشته است، از سوی پیشوایان معصوم(علیهم السلام) رفتارها وگفتارهایی در برخورد با کودکان و نوجوانان مشاهده شده است که محقّقان امروزی در ژرفای آن درمانده اند، به طوری که ره یافت های جدید علم روان شناسی بر همه آن ها مهر تأیید زده است.

لزوم رعایت محبّت

برای ایجاد یک ارتباط عمیق و ریشه دار نخست باید توجه فزرند را به خود جلب کرد، به گونه ای که برای او این اطمینان قلبی حاصل شود که اوامر، نواهی، پندها و موعظه های پدر و مادر از سرخیرخواهی است. حصول چنین هدفی با محبّت امکان پذیر است.

نبیّ مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: «کودکان را دوست بدارید و نسبت به آن ها مهربان باشید.»(۱) روش آن حضرت در خانواده این گونه بود که هر روز صبح دست محبت بر سر فرزندان خود می کشید.(۲)

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در سیره تربیتی خود خاطر نشان نموده است همان طوری که کودک به آب، غذا و هوا احتیاج دارد، به محبّت و نوازش هم محتاج است، وی کودکان را می بوسید، در آغوش می گرفت و نوازش می کرد.

نقل می شود که روزی مردی نزد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: من ده فرزند دارم که تاکنون هیچ یک از آن ها را نبوسیده ام. همین که او از نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دور شد، آن حضرت فرمود: این مرد از نظر من از دوزخیان است.(۳)

البته آن حضرت در سیره تربیتی خویش والدین را از زیاده روی در محبت و نوازش نهی می کند، زیرا معتقد است طفلی که در حد متعادل از مهر و محبّت پدر و مادر بهره ببرد و از چشمه گوارای محبّت سیراب شود، روحی شاد و روانی با نشاط دارد، بنابراین در باطن خود احساس مهر و محبّت نمی کند و گرفتار عقده های درونی نیست، لذا در درون او گل های فضایل اخلاقی به آسانی شکفته می شود و اگر در زندگی با موانعی مواجه نگردد، بشری با فضیلت، انسان دوست و خدمتگزار خواهد شد.

هم بازی شدن با فرزندان

یکی از راه های پرورش شخصیّت فرزندان، شرکت بزرگ سالان در بازی های آن هاست. هم بازی شدن با کودک، روح و روانش را سرشار از مسرّت و شادی می کند و اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمند بودن در وی تقویت می گردد.

مطالعه در سیره عملی پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نشان می دهد که آن بزرگواران توجه خاصّی به هم بازی شدن با کودکان داشتند.

امام علی(علیه السلام) می فرماید: «کسی که کودکی دارد باید خود را به کودکی بزند.»(۴) مرحوم علّامه مجلسی(ره) در ضمن نقل روایتی می نویسد: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هر روز با نوه اش امام حسین(علیه السلام) بازی می کرد. روزی آن قدر با او بازی کرد که عایشه به اعتراض گفت: چه قدر با او بازی می کنی؟ حضرت فرمود: وای بر تو! چه طور او را دوست نداشته باشم در حالی که او میوه دل و نور چشم من است.(۵)

راز هم بازی شدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با کودکان این بود که ایشان معتقد بودند که بچّه های خردسال مفهوم زندگی و زنده بودن را به بازی می شناسند، لذا همیشه می فرمود: «بگذار فرزندت تا هفت سال بازی کند.»(۶)

این سفارش حکایت از آن دارد که حضرت بازی را نوعی ابزار سرگرمی و اتلاف عمر نمی دانست. هفت سال اول زندگی، دوره شناخت جهان پیرامون خود است. کودکان در این دوره با جهان و پدیده های اطراف خود بازی می کنند و یاد می گیرند که چگونه با این پدیده ها برخورد کنند، در همین دوره است که در پی بازی، حسّ بینایی و لامسه آن ها بهتر به کار گرفته می شود، ذهنشان قدرت ابتکار و روحشان اعتماد به نفس می یابد.

تقویت مبانی اعتقادی فرزند

یادگیری از مهم ترین فرآیندهای تربیتی است که از سنین کودکی شروع می شود و به تدریج با بالا رفتن سن، استعدادها بیش تر شکوفا می شود. کودک به دلیل وجود «حسّ تقلید» تلاش می کند تا رفتاری را همسان با والدین خود بازسازی کند. این حس می تواند کمک زیادی به او در یادگیری کند. والدین باید از این حسّ قوی به سود فرزند خود بهره برداری کنند و با آموزش های ابتدایی کم کم زمینه های آشنایی با تعالیم دینی و مبانی عقیدتی را در او به وجود آورند.

امام جعفر صادق(علیهما السلام) در این زمینه می فرماید: هنگامی که کودک به سه سالگی رسید، «لااله الّا اللّه» را به او بیاموزید و او را رها کنید. وقتی هفت ماه دیگر گذشت «محمد رسول اللّه» را به او آموزش دهید سپس او را رها کنید تا چهار ساله شود. آن گاه «صلوات فرستادن» را به او بیاموزید. در پنج سالگی به او سمت راست و چپ را یاد بدهید و قبله را به او نشان دهید و بگویید سجده کند. آن گاه او را تا سن شش سالگی به حال خود رها کنید و فقط پیش روی او نماز بخوانید و رکوع و سجود را یادش دهید تا هفت سالش تمام شود. وقتی سن هفت سالگی را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعلیم دهید و به او بگویید که نماز بخواند وقتی نه ساله شد، وضو گرفتن و نمازخواندن را خوب آموخته است.(۷)

نظارت مستمر در آموزش

یکی از آسیب های تربیت دینی در خانواده ها، اکتفا کردن به روش سطحی و زودگذر است، در حالی که برای موفقیت در این مسیر

لازم است تربیت تا آن جا استمرار یابد که در ذهن و ضمیر فرزند جای گیرد.

تکرار و استمرار سبب یادگیری درست، سرعت عمل و کسب مهارت در هر زمینه ای می شود. تحقیقات نشان داده است که روش تمرین و تکرار در یادگیری مطالب و مفاهیم تأثیر دارد و برای تقویت و ایجاد رفتاری ثابت و عادتی استوار در کودک باید از مجرای «تکرار» وارد شد.

عدم استمرار در تربیت دینی، تلاش ها را در این عرصه عقیم می سازد. پیشوایان معصوم(علیهم السلام) روش غیر مستمر را نمی پسندیدند، مثلاً آنان در مورد قرائت قرآن به فرزندان خود به آموزش اکتفا نمی کردند، بلکه افزون بر آن با تشویق آنان را وادار می کردند تا با قرآن انس بگیرند و به آن عادت کنند.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «پدرم ما را جمع می کرد و از ما می خواست تا طلوع آفتاب ذکر بگوییم، هر کسی را که توان قرائت قرآن داشت، به خواندن قرآن و هر کس را که نمی توانست به گفتن ذکر امر می کرد.»(۸)

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگ مربی مکتب اسلام در زمینه آموزش نماز و تکرار آن برای نوه گرامی اش حضرت امام حسین(علیه السلام) چنین رفتاری داشت. نقل می شود:روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قصد خواندن نماز داشت و امام حسین(علیه السلام) در کنار جدّ بزرگوارش در صدد همراهی با آن حضرت بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تکبیر گفت و امام حسین(علیه السلام) نتوانست آن را تکرار کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تکبیر دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم را گفت، در نهایت برای هفتمین بار، تکبیر امام حسین(علیه السلام) صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید.(۹)

این شیوه رفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می تواند الگوی خوبی برای والدین و مربیّان باشد. آنان باید همانند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مراحل رشد کودک را در نظر گرفته و سعی کنند با صبر و حوصله به نیازهای فطری کودکشان پاسخ دهند.

پرهیز از انتقاد و سخت گیری

برای دست یابی به تربیت دینی کودکان و نوجوانان نباید آنان را در معرض انتقاد و ایرادهای فراوان قرار داد و آنان رابه صورت منفی با مذهب و ارزش ها آشنا کرد.

شخصیّت مذهبی کودک زمانی شکل می گیرد که متناسب با خواسته ها، روحیّات و کشش های درونی او رفتار شود و آن در صورتی است که انگیزه های مذهبی به همراه امید و احساس مثبت به او منتقل شود، نه با سخت گیری و انتقاد، زیرا انتقاد زیاد، فرزند را به سرکشی وا می دارد و تذکّر فراوان موجب پیدایش لجاجت و مقاومت می شود. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «الافراط فی الملامه یسبّ نیران اللّجاج؛(۱۰) زیاده روی در ملامت، آتش لجاجت را شعله ور می کند.»

انتظار از فرزندان در حدّ توان

کودک و نوجوان دارای توانایی محدود و قادر بر انجام کارهای سنگین و مشقّت آور نیست. توقّعات بی جا از فرزندان علاوه بر این که در آن ها عقده روانی ایجاد می کند، خدای نخواسته موجب می شود که کودک یا نوجوان راه ها و حیله هایی برای فرار خود پیدا کند. و به دروغ متوسّل شود.(۱۱) از مسائل مهم در پرورش مذهبی کودکان و نوجوانان این است که والدین آن ها را از افراط و تفریط در عبادت و فعّالیت های مذهبی دور بدارند و هیچ گاه آنان را به عبادت زیاد مجبور نسازند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هنگامی که جوان بودم و در عبادت بسیار می کوشیدم، پدرم به من فرمود: کم تر از این اندازه عبادت کن، زیرا هنگامی که خداوند بنده ای را دوست بدارد با عبادت کم نیز از او راضی می شود.»(۱۲) هم چنین نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «رحم اللّه من اعان ولده علی برّه.قال: قلت کیف یعینه علی برّه؟ قال یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لا یرهقه و لا یخرق به؛(۱۳) خداوند رحمت کند کسی را که در نیکی و نیکوکاری به فرزند خویش کمک کند. یکی از اصحاب سؤال کرد یا رسول اللّه! چگونه فرزند خود را در نیکی و نیکوکاری یاری نماییم؟

آن حضرت در جواب چهار دستور تربیتی بیان فرمود: آن چه را فرزند در قوّه و قدرت داشته و انجام دهد قبول کنید، آن چه را که انجامش برای کودک طاقت فرسا و سنگین است از او نخواهید، آن چه انجامش کودک را به طغیان و دروغ وادار می سازد از او نخواهید و در برابر فرزند مرتکب اعمال احمقانه نشوید.»

تأکید بر نکات مثبت

تأکید بر نکات مثبت فرزندان، احساس عزّت نفس را در آنان بر می انگیزاند. در سیره پیشوایان معصوم(علیهم السلام) تأکید زیادی روی این مسئله، یعنی توجه مثبت به فرزندان و ایجاد یک فضای ذهنی سرشار از خوش بینی شده است.

حضرت علی(علیه السلام) در این زمینه بر ضرورت برجسته سازی نکات و ویژگی های مثبت افراد به طور عام تأکید نموده و می فرماید: «انّ کثره الذّکر لحسن افعالهم تهزّ الشجاع و تحرّض النّاکل؛(۱۴) یادآوری نقاط مثبت و کارهای خوب افراد، موجب تحرّک اشخاص شجاع و برانگیختن افراد دل سرد و مسامحه کار به رفتار مثبت خواهد شد.»

رعایت اعتدال

تبعیض و بی عدالتی در رفتار والدین تلاش هایشان را بی حاصل می سازد. بعضی از والدین فرزند کوچک تر یا مریض و یا آن که در سفر و دور از چشم است را بیش تر دوست دارند. اگر چنین باشد مسیر تربیت آنان به بی راهه می رود.

مردی با دو فرزند خود به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شرف یاب شد و یکی از فرزندان خود را بوسید و به فرزند دیگر اعتنا کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی این رفتار نادرست را مشاهده کرد، به او فرمود: چرا با فرزندان خود به طور مساوی رفتار نمی کنی؟ و نیز فرمود: بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید همان طوری که مایلید فرزندان بین شما به عدالت رفتار کنند.(۱۵)

پدر و مادرانی که در اعمال علاقه و محبّت نسبت به فرزندان عدالت را مراعات نمی نمایند، عملاً آنان را تحقیر کرده و به شخصیّت آن ها اهانت نموده اند. این قبیل پدران و مادران با رفتار نادرست خود به طور غیر مستقیم به کودکان می فهمانند که تنها برادر یا خواهر شما

شایسته این همه احترام و محبّت است و در شما آن لیاقت و شایستگی نیست. بدون تردید این رفتار غیر عادلانه نتایج نامطلوبی در بر دارد. فرزندی که خود را تحقیر شده ببیند و احساس کند که مورد اعتنا و توجه پدر و مادر نیست، عقده ای خواهد شد و نسبت به برادر و خواهر خود که مورد توجه بیش تری است، کینه پیدا می کند و چه بسا ممکن است در خفا و پنهانی به او آزار و اذیّت برساند تا بدین وسیله عقده دل را خالی کند.

مولای متقیّان حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «دوای درد و عقده انسان حسود چیزی جز سلب نعمت از فرد مورد حسادت نیست.»(۱۶)

تقدیر و تشویق

تشویق، استعدادهای نهفته در نهاد آدمی را از قوّه به فعلیّت می رساند و نیروی خلّاقیّت را در نهاد او شکوفا می سازد. تقدیر از فرزندان و تشویق آنان به خاطر کارهای پسندیده ای که انجام میدهند، در تقویت اعتماد به نفس و روحیه خودباوری و در نتیجه عزّت نفس آنان تأثیر به سزایی دارد.

اگر فرزند پس از انجام عملی مورد تحسین قرار گیرد، شیرینی تشویق در خاطره او باقی خواهد ماند و انگیزه او را در تکرار آن عمل قوی تر خواهد ساخت.

روزی امام حسن مجتبی(علیه السلام) کودکی را دید که نان خشکی در دست داشت، لقمه ای از آن را می خورد و لقمه دیگر را به سگی که در آن جا بود، می داد. آن کودک فرزند یکی از بردگان بود.

امام از او پرسید: پسرجان! چرا چنین می کنی؟ کودک جواب داد:من از خدای خود شرم دارم که غذا بخورم و حیوانی گرسنه به من بنگرد و به او غذا ندهم، حضرت از روش و سخن زیبای او خرسند شد و دستور داد غذا و لباس فراوانی به او عطا کنند. سپس وی را از اربابش خرید و آزاد نمود.(۱۷)

ایجاد سؤال در ذهن فرزندان

یکی از مؤثّرترین روش های آموزشی این است که ذهن فراگیر بر تفکّر، تجربه، سؤال و کشف متمرکز شود و این فرایند از طریق طرح سؤالات مختلف و فرصت دادن به فراگیر برای یافتن پاسخ امکان پذیر است. اعتقاد علم روان شناسی بر این اصل است که در فرایند یاد دهی، وظیفه مربی خارج کردن ذهن فراگیر از حالت تعادل است و در واقع لازمه پیشرفت، خارج شدن از سازگاری های قبلی و تعادل های پیشین و ورود به سازگاری ها و تعادل های جدید است. لذا اصل «تعادل جویی» که پیاژه آن را به عنوان کلید تحوّل روانی بشر قلمداد می کند، حاکی از آن است که لازمه پیش روی به مراحل بالاتر رشد، تعادل جویی پی در پی است که به دنبال برهم خوردن تعادل های مراحل قبلی حاصل می شود.

پیاژه معتقد است که انسان به سبب نقصان حرکت می کند تا خودش را کامل کند.(۱۸)

فراز ذیل از نیایش امام کاظم(علیه السلام) مؤیّد همین مطلب است که می فرماید: «اللّهم لاتخرجنی من التّقصیر ولاتجعلنی من المعارین؛(۱۹) خدایا! مرا از حالت احساس نقصان و کمبود خارج مکن و دین مرا عاریه ای قرار مده.»زیرا غفلت از نقصان و احساس کمبود، انگیزه حرکت و فعالیّت را از انسان سلب می کند و پرسش باعث می شود که کودک و نوجوان و حتّی بزرگ سال به نقصان خود پی برده و برای تکمیل آن حرکت کند، چون دین داری و گرایش به دین یک امر درونی و قلبی است و باید به وسیله خود فرد کشف شود و آموزش هر اندازه که بیرونی باشد، ناپایدار خواهد بود.

پی نوشت هاـــــــــــــــــــــــ

۲۰. وسایل الشیعه، حرّ عاملی، ج ۵، ص ۱۲۶.

۲۱. بحارالانوار، مجلسی، ج ۲۳، ص ۱۱۴.

۲۲. مأخذ