نظر استاد رهنمایی در خصوص اسناد محتوایی مرکز تربیتی و پرورش استعداد سلاله

احتراماً توفیق یافتم هر دو طرح وزین «شجره طوبی» و «رصد استعدادی و تربیتی طراوت» را مرور کنم. جای بسیار شکرگزاری به درگاه خداوند دارد که صلحا و شایستگانی هستند که با انگیزه‌ی الهی و عزم راسخ، چنین طرح‌های نورانی و سودمند را ارائه می‌دهند و بر اجرای آن به طور ویژه اهتمام می‌ورزند.

بسمه تعالی

احتراماً توفیق یافتم هر دو طرح وزین «شجره طوبی» و «رصد استعدادی و تربیتی طراوت» را مرور کنم. جای بسیار شکرگزاری به درگاه خداوند دارد که صلحا و شایستگانی هستند که با انگیزه‌ی الهی و عزم راسخ، چنین طرح‌های نورانی و سودمند را ارائه می‌دهند و بر اجرای آن به طور ویژه اهتمام می‌ورزند. اینجانب به سهم خود مراتب سپاس و تقدیر خویش را از متصدیان ارجمند و گرانمایه و با همت بابت ارائه و اجرای چنین طرح‌هایی ابراز داشته، از درگاه الهی برای همه‌ی آن بزرگواران موفقیت روزافزون مسألت دارم. مستعی است نکاتی که ذیلاً در خصوص این دو طرح به نظر این قاصر رسیده است صرفاً با انگیزه‌ی ارتقاء بخشیدن به این دو طرح تلقی شود:

  1. مناسب‌تر آن است که مرکز سلاله از ابتدا اقدام به گزینش استعدادهای برتر فراگیران ننماید و با بازگذاشتن راه ورود برای هر سه طیف استعدادی متوسط و خوب و برتر هم بر رعایت کرامت سادات تحفظ فرماید و هم اجازه دهد جدایش استعدادها در طول برنامه به صورت طبیعی انجام پذیرد. بدیهی است در گذر زمان و پیچیده‌شدن برنامه‌ها دو طیف به طور طبیعی از ادامه مسیر منصرف خواهند شد؛ یکی افراد دارای استعداد پایین‌تر از حد نصاب و دیگری افرادی که به هر دلیل و بهانه‌ای انگیزه‌ی خود را برای ادامه‌ی راه از دست می‌دهند، هرچند دارای استعداد بالا باشند. استعدادسنجی در آغاز راه و قبل از ورود به برنامه چندان تعیین‌کننده نخواهد بود. هستند افرادی که به حسب ظاهر استعداد چندانی از خود بروز نمی‌دهند، اما به دلیل انگیزه بالایی که دارند و به تبع آن تلاش جدی که به کار می‌بندند، ظرفیت استعدادی خود را بالا می‌برند. در نقطه مقابل نیز کسانی یافت می‌شوند که از استعداد بالا برخوردارند، اما در میانه‌ی راه چون انگیزه‌ی خود را از دست می‌دهند، از تلاش و جدیتشان فرو کاسته می‌شود و در نتیجه از ظرفیت بالای استعدادی خویش چندان بهره‌ای نمی‌برند.
  2. در تنظیم و تدوین هر دو طرح از واژگان و اصطلاحات فراوانی نام برده شده است که مسبوق به سابقه نبوده و چندان مأنوس نمی‌باشند. اولیاء امور توجه دارند که جعل و بکارگیری هر اصطلاحی در ساختار هر برنامه‌ای لازم است از پشتوانه‌ی خاص علمی و حکمی برخوردار باشد، در غیر این‌صورت، آن واژگان و مصطلحات به زودی رنگ رنگ باخته، اعتبار و روایی برنامه را زیر سؤال می‌برند و یا حتی آن را مخدوش می‌سازند.
  3. هر دو طرح در همه‌ی ابعاد خود به نظر آرمانی می‌رسند و تا رسیدن به مقام اجرا و تحقق، فاصله‌ی بسیاری دارند. بنابر این، بمنظور عملیاتی‌شدن لازم است تا حدود زیادی تعدیل شوند. در این راستا، پیشنهاد می‌شود گروهی از کارشناسان متشکل از گروه‌های علمی تعلیم و تربیت و روان‌شناسی و مدیریت و جامعه‌شناسی در ترکیب یک شورای فاخر علمی-اجرایی، این دو طرح را از نقطه‌ی آرمانیشان به خط سیر عملیاتی نزدیک کنند.
  4. پس از تعدیل‌شدن طرح‌ها، نوبت به برنامه‌ریزی می‌رسد که در این راستا لازم است دست کم از کارشناسان مدیریت آموزشی و برنامه‌ریزی درسی و امور پرورشی برای همکاری دعوت به عمل آید.
  5. در هر صورت، برای طراحان و برنامه‌ریزان و متصدیان و مجریان طرح‌ها آرزوی موفقیت دارم.

ارادتمند

سید احمد رهنمایی

۲۸/۰۷/۱۳۹۶

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *