سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

محمد مهدی ، فرزند سید مرتضی طباطبایی بروجردی ، از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام در یک خانواده روحانی وپرهیزگار، در شب جمعه از ماه شوال ۱۱۵ ق ./ ۱۱۱۳ ش . در شهر کربلای معلی پا به عرصه هستی نهاد. زمانی که سید به دنیا آمد پدر وی در عالم خواب دیدکه امام رضا علیه السلام دستور دادند(محمد بن اسماعیلبن بزیع) که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جوادعلیه السلام( شمعی برفراز بام سید مرتضی (منظور خود اوست) بر افروزد. وقتی محمدبن اسماعیل آن شمع را روشن کرد نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهایت نداشت . پدر از آن رویای راستین بیدار می شود و همزمان خبر مولود تازه رسیده را به او می دهند.

در محضر اساتید

او از دوران کودکی در دامن پر مهر و محبت مادر پاکدامنش و در پرتوتوجهات پدر بزرگوارش سید مرتضی (متوفای ۱۲۰۴ ق) به آداب و اخلاق اسلامی خو گرفت ورفته رفته رشد یافت . پس از گذراندن دوره های علوم مقدماتی و سطح (فقه و اصول)، درآغاز بلوغ به درس خارج که از سوی پدرش تدریس می شد راه یافت و پس از پنج سال درس وبحث فشرده به مقام بلند اجتهاد نایل آمد. سید محمد مهدی همچنین در محضر اساتید بنام حوزه کربلا و نجف اشرف شرکت جست ، فرهیختگان بنامی چون، محمد باقر وحید بهبهانی (۱۱۱۸ – ۱۲۰۸ ق)، شیخ یوسف بحرانی (۱۱۰۷ – ۱۱۸۶ ق)،محمد تقی دورقی نجفی (متوفی ۱۱۸۶ ق) و مهدی فتونی نباطی عاملی (متوفی ۱۱۸۳ ق (او حکمت و فلسفه را نزد آقا میرزا ابوالقاسم مدرس فرا گرفت و آن حکیم وارسته نیز در نزد وی درس اصول و فقه را آموخت. وحید بهبهانی در اواخر عمر خویش مردم را درمسائل و فتواهای احتیاطی به سوی سید محمد مهدی راهنمایی می کرد و او را مجتهدی جامع الشرایط می دانست. سیددر سال ۱۱۸۶ ق . به قصد زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام و دیدار با علمای بزرگ ایران وارد مشهد مقدس شد و در مدت اقامتش شش ‍ یا هفت ساله خود در آن شهر، علاوه بر دیدارهای علمی با مردمو مباحثات با علما، در درس استاد میرزا مهدی اصفهانی خراسانی (۱۱۵۳ – ۱۲۱۸ ق) شرکت کرد و فلسفه ، عقاید و کلام را از آن مرد بزرگ آموخت و بر اندوخته علمی خویش افزود. لقب(بحرالعلوم(از زبان این استاد برای اولین با به سید محمد مهدی طباطبایی گفته شد. استاد که از هوش و استعداد او شگفت زده شده بود در حین درس خطاب به شاگرد خود می گوید: اخا انت بحرالعلوم یعنی تو دریای علم هستی از آن لحظه سید به این لقب معروف شد.

سفرحجاز

سید بحرالعلوم دراواخر سال ۱۱۹۳ ق راهی حجاز شد. استقبال شایان مردم و شخصیتهای محافل علمی از اوموجب شد که به مدت دو سال در کنار خانه خدا اقامت ورزد و به درس و بحث بپردازد. تسلط او به فقه اهل سنت و حسن معاشرت و سخاوتش او را چنان در میان ساکنان آن دیار بخصوص اهل علم ، محبوب ساخت که هر روزه ،شماری از مردم و دانشمندان به دیدنش می رفتند و از وی کسب فیض می نمودند. شگفت آنکه پیروان هر کدام از مذاهب چنین می پنداشتند که بحرالعلوم پای بند به مذهب ایشان است . او تمام این مدت را با تقیه گذرانید و جلسه درس او در علم کلام طبق مذاهب چهارگانه دایر بود و در اواخرتوقف در مکه ، مذهب خود را اعلان فرمود. وقتی خبر اظهار مذهب او به گوش پیروان مذاهب دیگر رسید از اطراف به دور او ریخته ، با وی به مناقشه پرداختند و او با دانش انبوه خود بر تمامی آنها برتری پیدا کرد و همه آنها را با دلیلهای قوی و منطقی به سوی حقیقت اسلام مجذوب ساخت. تعیین و تثبیت جایگاه اعمال حج و مرکزیت دادن به مواقیت احرام به طوری که از نظر شرعی صحیح واقع شود و همچنین اصلاح مواقف حج ، یکی از گامهای ارزشمند سید بحرالعلوم بود. زیرا این مکانهای مقدس قبل از او چندان مشخص نبود. علاوه بر اینها، سنگهای فرش شده در حرم را که حجاج بر آن اقامه نماز می کردند تعویض نمود و سنگهای معدنی را خارج کرد وسنگهایی را که از نظر شیعه سجده بر آنها صحیح است جایگزین نمود. از آثار معنوی حضوراین مرد بزرگ در حجاز شیعه شدن امام جمعه مکه در هشتاد سالگی است. یادی از شاگردان این عالم با ورع شاگردانی بزرگ و نامی تربیت کرد که هر یک منشا خدمات فراوان به عالم اسلام شدند. در اینجا به نام چند تن از آنها اشاره می کنیم: ۱.شیخ جعفر نجفی معروف به کاشف الغطاء (۱۱۵۴ – ۱۲۲۷ ق.) ۲.سید محمد جواد عاملیمعروف به صاحب مفتاح الکرامه (۱۱۶۴ – ۱۲۲۶ ق( ۳. ملا احمد نراقی ، مولف کتابمعراج السعاده (۱۱۸۵ – ۱۲۶۰ ق( ۴. محمد باقر شفتی رشتی ، ملقب به حجه الاسلام (۱۱۷۵ – ۱۲۶۰ق( ۵.سید یعقوب کوه کمری (۱۱۷۶ – ۱۲۵۶ ق( ۶.سید صدر الدینعاملی (متوفی ۱۲۶۳ ق( ۷.سید دلدار علی نقوی رضوی نصیر آبادی لکهنوی (۱۱۶۶ – ۱۲۳۵ق( ۸.شیخ محمد ابراهیم کلباسی (۱۱۸۰ – ۱۲۶۲ ق( ۹.زین العابدینسلماسی (متوفی ۱۲۶۶ ق( ۱۰.شیخ عبدالحسین الاعم (۱۱۷۷ – ۱۲۴۷ ق ۱۱.سیدعلی فرزند سید محمد (۱۱۶۱ – ۱۲۳۱ ق ۱۲.سید قیصر محمد فرزند معصوم رضویخراسانی (۱۱۸۰ – ۱۲۵۵ ق ۱۳.اسدالله کاظمی (متوفی ۱۲۳۶ ق ۱۴.ابوعلیحائری صاحب کتاب منتهی المقال (۱۱۵۹ – ۱۲۱۶ ق ۱۵.سید عبدالله شیر (متوفی ۱۲۴۴ق ۱۶.شیخ محمد تقی اصفهانی ایوانکی ، صاحب حاشیه معالم (متوفی ۱۲۴۸ ق ۱۷.سید محمد مجاهد، مولف کتاب المناهل (متوفی ۱۲۴۲ ق ۱۸.محسن اعرجی (متوفی ۱۲۲۷ ق ۱۹.میرزا محمد عبدالصانع نیشابوری اخباری ۲۰.شیخ حسین نجف

 آثار علمی سید

آثاری که در کتابها از آنها نام برده اند – که بعضی از آنها چاپ گردیده و برخی چاپ نشده است – بدین قرار است: -المصابیح فی الفقه (در سه جلد) -الفوائد فی الاصول -مشکاه الهدایه -الدره النجفیه (رساله ای درفقه( -رساله فی عصیر الزبیبی -شرح الوافیه (در علم اصول فقه( -تحفهالکرام (در تاریخ مکه و بیت الله الحرام( -مناسک حج -حاشیه بر کتاب شرایع (بحث طهارت( -حاشیه بر کتاب(الذخیرسبزواری). -الدره البهیه فی نظم رووس المسائل الاصولیه -کتاب الرجال (معروف به فوائدالرجالیه( -دیوان شعر و رساله ای فارسی در شناخت خدا

 آثار اجتماعی

با توجه به سنگینی مسوولیت های علمی سید آثار اجتماعی و معنوی گرانبهای از او مشاهده می نماییم که به نمونه هایی از آن یادگارها اشاره می کنیم: ۱. مشخص کردن مقام و جایگاه حضرت حجه بن الحسن (عج) در مسجد سهله و بناگذاری قبه ای در این جایگاه مقدس. ۲. بنا کردن گلدسته در صحن شریف علوی در طرف جنوبی و تعمیر دیوارهای صحن ها و حجره هایی که در حالی خرابی بود. ۳. ترغیب و راهنمایی نسبت به تعمیر مسجد شیخ طوسی در نجف اشرف. ۴. ایجاد کتابخانه خطی(مکتبه بحرالعلوم( ۵.بالا آوردن ارتفاع مسجد کوفه به منظور سهولت در تطهیر و پاکنمودن آن. ۶. مشخص کردن جایگاه مسجد راس الحسین در نجف اشرف. ۷.تعیین جایگاه قبر مختار ثقفی که الان به قبر مسلم معروف است. ۸.تعیین جایگاه مرقدحضرت هود و صالح علیه السلام در نجف اشرف. ۹. اضافه کردن مقداری از اراضی به مسافت حرم مطهر و ایجاد تاسیساتی در اطراف حرم که مورد نیاز زوار بود

 یادی از اشعار بحرالعلوم

سید در شعر و ادبیات فوق العاده چیره دست بود و شعرهای او در فقه و اصول و رجال از آثار گرانبهای به یادگار مانده آن دریای بی ساحل است و به نظم در آوردن نام اصحاب اجماع از سروده های اوست شعر ذیل را که در رثای سالار شهیدان علیه السلام سروده شده است ، برای نمونه ذکر می کنیم: الله اکبر ماذالحادث الجلل و قد تزلزل سهل الارض والجبل !؟ ماهذه الزفرات الصاعدات اسی کانها من لهیب القلب تشتعل ما للعیونمنهاالدمع جاریه منها تخد خدودا و هی تنهمل کان ففخه صورالحشر قدفجئت فالناس سکری و لاسکر و لا ثمل -این چه حادثه بزرگی است که از بزرگی آن کوه و بیابان متزلزل شده است. -این ناله ها ازچه بلند است ! گویا ناله ها از سوز قلبها زبانه می کشند. -چه شده است که چشمه های اشک دیده ها جاری است و جویباری از آنها بر روی رخسار می دود. -گویاصوراسرافیل دمیده شده و قیامت بر پاست و مردم مست اند در صورتی که بهوش اند و مست نیستند.

مظهر فضیلتها

 سید بحرالعلوم مرد فضیلت و تقواو نمونه ای کامل از اخلاق نیکوی انبیا بود آن معلم اخلاق و انسانیت و از مصادیق بارز اخلاق نیکو فرزانه ای است که شاگرد بلند آوازه او کاشف الغطاء در حقش چنین سروده است: جمعت من الاخلاق کل فضیله فلا فضل الا عنجنابک صادر -همه فضایل و اخلاق شایسته را جمع کرده ای و در دنیا هیچ فضیلتی نیست مگر اینکه از حضور تو صادر شده و تو دارای آن فضیلت هستی. او از نظر تواضع در مرتبه عالی قرار داشت و برای دیگران بیش از خوداحترام و ارزش قائل بود و برای مردم پدری مهربان به حساب می آمد سخن گفتن و راهرفتن او انسان را متحیر می ساخت در میان مردم که راه می رفت بیننده تصور می کرد اوفرشته است برای خدا سخن می گفت و پیوسته به یاد خدا بود. او در تهذیب اخلاق درمرتبه ای قرار داشت که درک آن برای بسیاری از افراد مشکل است او کارها و ساعات فعالیتهایش را تقسیم نموده بود وقتی سیاهی شب همه جا را فرا می گرفت مقداری به تحقیق و آماده کردن مقدمات درس و بحث می گذراند و پس از آن به طرف مسجد کوفه رفته در آنجا به مناجات با خدا می پرداخت بحرالعلوم برامور عبادی شاگردان خویش نیز فوق العاده اهتمام می ورزید و در صورت غفلت و کوتاهی شاگردان از این مهم بسیار رنج می برد یک بار برای چند روز تدریس را ترک فرمود: طلبه ها واسطه ای را نزد وی فرستادند تا علت تعطیلی درس را جویا شود بحرالعلوم در پاسخاو چنین فرموده بود: در میان این جمعیت طلبه هرگزنشنیدم که در نصف شبها صدای تضرع و زاری و مناجات آنها بلند بشود با اینکه من غالب شبها در کوچه های نجف راه می روم چنین دانش پژوهانی شایسته نیستند تا برای ایشان درس ‍ بگویم چون طلاب این سخن را شنیدند متحول شده شبها به ناله و گریه در محضر الهی پرداختند وقتی این تحول اخلاقی در طلبه ها پدیدارشد آن جناب دوباره تدریس را شروع کردند. تلاش سید درحمایت از فقرا و محرومان را باید از شبهای تاریک و کوچه های باریک نجف اشرف وفقیران آن دیار پرسید او هر شب در کوچه های شهر می گردید و برای فقرا نان وخوردنیهای دیگر می برد.

سِّر عشق

 به منظور درک بیشتر عظمت و بزرگی سید بحرالعلوم چند نمونه از ارتباط و دیدارهای وی با حضرت مهدی (عج) را بیان میکنیم.

الف – ناقه سوار

آخوند ملا زین العابدین سلماسی از شاگردان و یاران نزدیک سید می گوید: ایامی که در جوار خانه خدا نزد سید به خدمت مشغول بودم روزی اتفاق افتاد که در خانه چیزی نداشتیم مطلب را به سید عرض کردم چیزی نفرمود از عادات جناب بحرالعلوم این بود که صبح اول وقت طوافی دور کعبه می کرد و به خانه می آمد و به اتاقی که مخصوص خودش بود می رفت ما قلیان تنباکویی برای او میبردیم آن را می کشید و برای هر صنفی بر طریق مذهبش درس می گفت در آن روزی که ازتنگدستی شکایت کردم چون از طواف برگشت به حسب عادت قلیان را حاضر کردم که ناگهان کسی در را کوبید سید بحرالعلوم بشدت مضطرب شد و به من گفت : قلیان را بگیرد و ازاینجا بیرون ببر آنگاه خود با شتاب به طرف در رفت و آن را باز کرد شخص ‍ بزرگواری در لباس عربی داخل شد و در اتاق سید نشست و سید در نهایت فروتنی و ادب دم در نشست .ساعتی نشستند و با یکدیگر سخن گفتند آنگاه برخاست و در خانه را باز کرد و دست مهمانرا بوسید او را بر ناقه ای که دم در خانه خوابانده بود سوار کرد مهمان رفت وبحرالعلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله ای به دست من داد و گفت : این حواله ای است برای مرد صرافی که در بازار صفاست نزد او برو و هر چه بر او حواله شده بگیر آنحواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد که سید سفارش کرد بردم. مرد چون حواله راگرفت به آن نظر نمود و آن را بوسید و گفت : برو چند بارو کارگر بیاور پس رفتم وچهار باربر آوردم به قدری که آن چهار نفر قدرت حمل داشتند پول آن زمان را برداشتندو به منزل آوردند من فوری برگشتم نزد آن صراف که از حال او و نویسنده حواله جویاشوم که او چه کسی بود وقتی رفتم نه صرافی را دیدم و نه مغازه ای را که دیده بودم ازمغازه صراف پرس و جو کردم گفتند ما اصلا در اینجا دکان صرافی ندیده ایم

ب -مانند دریا

میرزای قمی -نویسنده کتاب قوانین – می گوید: من با علامه بحرالعلوم در درس آقا وحید بهبهانی هم مباحثه بودم اغلب من برای او بحث را تقریر می کردم تا اینکه به ایران آمدم و کم کم شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب می کردم تا زمانی که خداتوفیق عنایت فرمود که برای زیارت عتبات موفق بشوم وقتی به نجف اشرف وارد شدم سید راملاقات کردم مساله ای عنوان شد دیدم سید بحرالعلوم دریای مواج و عمیقی از دانشهاست پرسیدم : آقا ما که با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده می کردیدحال شما را مانند دریا می بینم سید فرمود: میرزا این از اسرار است که به تو می گویم تا من زنده ام به کسی نگو و کتمان بدار من قبول کردم آنگاه فرمود: چگونه این طورنباشم و حال آنکه آقایم (حجه بن الحسن عج( مرا شبی در مسجد کوفه به سینه مبارک خودچسباند ج –

تلاوت قرآن 

میرزا حسین لاهیجی به نقل از شیخ زین العابدین سلماسی می گوید: روزی بحرالعلوم وارد حرم مطهرامام علی علیه السلام شد و سپس این شعر را زمزمه کرد: چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن پس ازآن از بحرالعلوم سبب خواندن این شعر را پرسیدم فرمود: چون وارد حرم حضرت علی علیه السلام شدم دیدم مولایم حجه بن الحسن (عج) در بالای سر به آواز بلند قران تلاوت میکند چون صدای آن بزرگوار را شنیدم این شعر را خواندم

غروب آفتاب

 سید بحرالعلوم که به علت بیماری مدتی توان تدریس نداشت و در منزل به مطالعه و تالیف مشغول بود، سرانجام در روز ۲۴ ذیحجه (یا رجب) سال ۱۲۱۲ ق . رخ دارفانی برتافت و به عالم بالا پرواز کرد. درگذشت سید در عالم اسلام اثری عمیق برجای گذاشت و دنیای شیعه را در ماتم فرو برد. پیکر مطهر او پس از تشییع با شکوه واقامه نماز، در جنب مرقد شیخ طوسی ، در نجف دفن شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 1 =