سوره حشر آیه ۷ :

 مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۷﴾ آنچه خدا از [دارایی] ساکنان آن قریه‏ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وى] و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏کیفر است

تفسیر آیه ( تفسیر نمونه جلد ۲۳ )

از آنجا که این آیه تکمیلى است بر آیات گذشته که داستان شکست یهود بنى نضیر را بـازگـو مـى کـرد شـأن نـزول آن نـیـز ادامـه هـمـان شـأن نزول است .

تـوضـیـح ایـنـکـه بعد از بیرون رفتن یهود (بنى نضیر) از مدینه ، باغ ها و زمین هاى کشاورزى و خانه ها و قسمتى از اموال آنها در مدینه باقى ماند ؛ جمعى از سران مسلمین خدمت رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله  رسـیـدند و طبق آنچه از سنت عصر جاهلیت به خاطر داشتند عرض کردند : برگزیده هاى این غنیمت ، و یک چهارم آنرا برگیر و بقیه را به ما واگـذار، تـا در مـیـان خـود تـقـسـیـم کـنـیـم ! آیـات فـوق نـازل شد و با صراحت گفت : چون براى این غنائم ، جنگى نشده و مسلمانان زحمتى نکشیده انـد تـمـام آن تـعـلق بـه رسـول الله ( رئیـس حـکومت اسلامى ) دارد ( و او هر گونه صلاح بـدانـد تـقـسـیـم مـى کـنـد و چـنـانـکه بعدا خواهیم دید پیامبر این امـوال را در مـیـان مـهـاجـریـن کـه دسـتـه اى از آنـهـا در سـرزمـیـن مـدیـنـه از مال دنیا تهى بود و تعداد کمى از انصار که نیاز شدیدى داشتند تقسیم کرد ) .

در عـیـن حال ایـن آیـات روشنگر یک قانون کلى در زمینه تمام غنائمى است که بدون دردسر و زحمت و رنـج عـائد جـامـعـه اسـلامى مى شود که در فقه اسلامى به عنوان « فیئ » یاد شده است .

این آیـه مـصـرف « فیئ » را که در آیه قبل از آن آمده است به وضوح بیان مى کند و به صـورت یـک قـاعـده کـلى مـى فـرمـایـد : آنـچـه را خـداونـد از اهـل ایـن آبـادیـهـا بـه رسـولش بـازگـردانـده اسـت از آن خـدا، رسـول ، خـویـشـاونـدان او ، یتیمان ، مستمندان و در راه ماندگان است . یـعـنى این همانند غنائم جنگهاى مسلحانه نیست که تنها یک پنجم آن در اختیار پیامبر و سایر نیازمندان قرار گیرد ، و چهار پنجم از آن جنگ جویان باشد . و نـیـز اگـر در آیـه قـبـل گـفـتـه شـده کـه تـمـام آن مـتـعـلق بـه رسـول خـدا اسـت مفهومش این نیست که تمام آن را در مصارف شخصى مصرف مى کند ، بلکه چون رئیس حکومت اسلامى و مخصوصاً مدافع و حافظ حقوق نیازمندان است قسمت عمده را در مورد آنها صرف مى کند .

در این آیه به طور کلى شش مصرف براى « فیئ » ذکر شده :

۱ – سـهـم خـداونـد : بـدیـهـى اسـت خـداونـد مـالک هـمـه چـیـز اسـت و در عـیـن حـال بـه هـیـچ چیز نیازمند نیست ، و این یک نوع نسبت تشریفاتى است تا گروه هاى دیگر که بعد از آن ذکر شده اند هیچ نوع احساس حقارت نکنند و سهم خود را هم ردیف سهم خدا محسوب دارند و ذره اى از شخصیت آنها در افکار عمومى کاسته نشود .

۲ – سـهـم پـیـامـبـر صـلى الله عـلیـه و آله  : است که طبعاً نیازمندی هاى شخصى او و سپس نیازمندی هاى مقامى او و انتظاراتى که مردم از او دارند تأمین مى کند .

۳ – سهم ذوى القربى است که بدون شک در اینجا منظور خویشاوندان پیامبر صـلى الله عـلیـه و آله  و بـنـى هـاشـم اسـت کـه از گـرفـتـن زکـات کـه جـزء اموال عمومى مسلمین است محرومند و اصـولاً مـعـنـى ندارد که منظور خویشاوندان عموم مردم باشد چرا که در این صورت همه مسلمانان را بدون استثناء شامل مى شود ، زیرا همه مردم خویشاوندان یکدیگرند .

در ایـنـکه آیا در ذوى القربى نیاز و فقر شرط است یا نه در میان مفسران گفتگو است هر چـنـد بـا قـرائنى که در پایان این آیه و آیه بعد است ، شرط بودن آن صحیح تر به نظر مى رسد .

۴ و ۵ و ۶ – سهم یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است ، در اینکه این سه گروه تنها از بـنـى هـاشـم بـایـد بـاشـنـد ، یـا عـمـوم یـتـیـمـان و مـسـتـمـنـدان و ابـن السبیل ها را شامل مى شود ، در میان مفسران گفتگو است .

عـموم فقهاى اهل سنت و مفسران آنها معتقدند که این مسأله تعمیم دارد ، در حالى که روایاتى کـه از طـریق اهل بیت علیهم السلام رسیده است در این زمینه مختلف مى باشد ، از بعضى اسـتـفـاده مـى شـود کـه ایـن سـه سـهـم نـیـز مـخـصـوص یـتـیـمـان و مـسـتـمـنـدان و ابـن السبیل بنى هاشم است ، در حالى که در بعضى از روایات تصریح شده که این حـکـم عـمـومـیـت دارد . از امـام بـاقـر عـلیـه السـلام  چـنـیـن نـقـل شـده کـه فـرمـود : کـان ابـى یـقـول لنـا سـهـم رسـول الله و سـهـم ذى القـربـى ، و نـحـن شـرکـاء النـاس فـیـمـا بـقـى یعنی « سـهـم رسول خدا و ذى القربى از آن ما است ، و ما در باقیمانده این سهام با مردم شریکیم » .

آیـه ۸ و ۹ هـمـیـن سوره که توضیحى است براى این آیه نیز گواهى مى دهد که این سهم مخصوص بنى هاشم نیست ، زیرا در آن سخن از عموم فقراى مهاجرین و انصار است .

عـلاوه بـر ایـن مـفـسـران نـقـل کـرده اند که پیامبر بعد از ماجراى بنى نضیر اموالى را که از آنها باقى مانده بود در میان مهاجران که عموماً در شـرایـط سـختى در مدینه زندگى مى کردند و سه نفر از طایفه انصار که سخت نیازمند بودند تقسیم کرد و این دلیل بر عمومیت مفهوم آیه است و اگر بعضى از روایات با آن سازگار نباشد باید ظاهر قرآن را ترجیح داد .

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *