دورنمایی از سادات در جوامع اسلامی

چنانچه بخواهیم دورنمایی از موضع اهل بیت (ع) و ذریه پیغمبر(ص)، وبه طور کلی سادات در جوامع اسلامی، ترسیم کنیم لازم است کتابها و مآخذ مربوط به موضوعات ذیل را مد نظر قرار دهیم :

– کتب انساب و مشجرات

– بررسی خاندان‌های نقابت و نقبای سادات یا نقیب الاشرافها که درسراسر کتب تاریخ و تراجم رجال نامی اسلام ، این عنوان به چشم می خورد . تاریخ پیدایش این سمت و سیر آن در کشورهای اسلامی درادوار مختلف ، به شناخت موقعیت سادات در جهان اسلام کمک شایانی می نماید.

– مطالعه سلسله های ملوک و امرا و حکومت‌هایی که از میان خاندان پیغمبر(ص) در تاریخ اسلام جابه‌جا تأسیس گردیده و یا تاکنون وجود دارد. این بخش را می‌توان در کتابهای مربوط به طبقات سلاطین اسلام ملاحظه کرد.

– سیری در زندگی مشایخ فرقه های تصوف و طرق عرفانی و ارباب سیر و سلوک در گذشته و حال که اکثراً خود را از نسل پیغمبر(ص) می دانند وگویا این امر را ملاک مشروعیت رهبری خود به شمار می آورند.

– بررسی سلسله طریقت صوفیان که تقریباً همه آنان سرانجام به علی (ع) می رسند ، و این بحث بسیار گسترده و مبتنی بر رسیدگی سلسله مشایخ همه فرقه های تصوف است در سراسر کشورهای اسلامی که سهم آنان در اهل سنت خیلی بیشتر از شیعه است، و اصولاً در مناطق سنی نشین طریقه های مختلف وجود دارد و کمتر کسی است که پیرو یکی از این طریقه ها نباشد و همه آنان عواطف خاصی به اهل بیت (ع) نشان می دهند.

– بررسی قبور و بقعه های متبرکه امامزاده ها و سادات در سراسر جهان اسلام که نزد همه مسلمین احترام دارند.

– بررسی خاندان‌های سادات از بزرگان علمای اسلام از طبقات فقها، مفسرین و متکلمین که هر کدام از این خاندان‌ها در جامعه خود برجستگی داشته اند و نسب به اهل بیت (ع) می رسانیده اند.

– علاوه بر این‌ها که از منابع مهم بحث ماست، در لابه‌لای کتابهای تاریخ و به خصوص تاریخ شهرها مانند تاریخ بیهق، تاریخ بغداد، تاریخ دمشق و یا خطط مقریزی و کتابهای مربوط به شهرهای مغرب و اندلس و شبه قاره هند و جز آن، می توان به منابع ذی قیمتی دست یافت.

به هر حال ، جایگاه ذریه پیغمبر(ص) در اسلام به قدری گسترده است که شاید هیچ موضوع دیگری چنین وسعت نداشته باشد.

حال که اجمالاً روشن شد مسأله مورد بحث ما به چه موضوعاتی ارتباط دارد و اجمالاً جهت بحث در آن، به چه منابعی باید رجوع کرد، به طورپراکنده از هر یک از آن موضوعات، فهرست وار مطالبی را می نگاریم .

کثرت ذریه رسول اکرم (ص)

به طور حتم در اسلام و شاید پیش از اسلام، حتی در تیره های دوازده گانه بنی اسرائیل ، خاندانی به این گستردگی و حجم ضخیم از لحاظ کمی و کیفی که در خاندان پیغمبر(ص) به وضوح دیده می شود، سابقه نداشته است.

اما از لحاظ کمی و کیفی و تعداد نفوس و کثرت تیره ها، کافی است یک نظر اجمالی به کتابهای انساب و مشجرات بیندازیم. ما از باب نمونه به طوراجمال کتاب معروف « عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب » نوشته « احمدبن علی بن حسین… ابوالعباس جمال الدین ابن عنبه داوودی طالبی حسنی » ( م ۸۲۵ ق ) نسابۀ عراقی را ذکر می کنیم :

وی به هدف تصحیح نسب سادات و شناخت نسب‌های جعلی به خواهش یکی از سادات صاحب قدرت عصر خویش ، این کتاب را در اعقاب ابی طالب نوشته و پس از ذکر اولاد عقیل و جعفر، برادران علی (ع) ، در «اصل ثالث» به ذکر اولاد آن حضرت می پردازد و راجع به علی (ع) و فرزندانش، شرح حال جامعی آورده است و تنها پنج تن از پسران علی (ع) را دارای عقب می داند: حسن و حسین (ع) از نسل فاطمه (س) ، عباس، محمدبن حنفیه، عمرالاطرف از دیگر همسران علی (ع). آن‌چه در این جا برای ما اهمیت دارد ذریه امامین حسن و حسین (ع) است.

وی در بحث از اعقاب سبطین می گوید : اعقاب حسنین (ع) دوازده سبط اند : شش سبط از حسن و شش سبط از حسین. و آن گاه حدیث نبوی راکه فرمود: « سیکون من ولدی عدد نقباء بنی اسرائیل » بر آن دوازده سبط منطبق دانسته است. در فصل اول ، اعقاب حسن (ع) را از دو پسرش «زید» و «حسن مثنی» در دو مقصد به تفصیل ذکر کرده است. عقب زید یک سبط ازفرزندش حسن بن زید و عقب حسن مثنی از پنج فرزند: عبدالله محض، ابراهیم عمر، حسن مثلث، داود و جعفر، جمعاً شش سبط اعقاب امام حسن (ع) می باشند، که تا صفحه ۱۹۱ کتاب تفصیلاً همراه شرح حال ذکر شده اند.

آن گاه در فصل دوم ، اعقاب حسین (ع) را در شش سبط بدین کیفیت شمرده است : از میان فرزندان حسین تنها فرزندش علی بن الحسین زین العابدین (ع) پس از شهادت پدر زنده ماند ، و از او شش سبط از شش پسر : محمد الباقر(ع) ، عبدالله الباهر، زیدالشهید، عمر الاشرف، الحسین الاصغر و علی الاصغر باقی ماند که طی شش مقصد ذکر شده اند . این بخش ازصفحه ۱۹۱ تا آخر کتاب را فرا گرفته است.

حال آنچه در کتاب عمده الطالب آمده فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) تا قرن هشتم و اندکی از قرن نهم است زیرا مؤلف در سال ۸۲۸ ق درگذشته است. اگر آن تیره های دوازده گانه را تا عصر حاضرحساب کنیم مسلماً چند برابر نفوس مذکور در آن کتاب خواهد شد.

 

ضمناً باید دانست که بیشتر نسابه ها مانند صاحب این کتاب، خود سید بوده اند و ابن عنبه در این کتاب جای‌جای آنان را نام می برد و از ایشان نقل می کند از جمله : الشریف الفاضل فی النسب و الطب و الشجاعه و الحجه شیخ العمری و ابوالغنایم و دیگران .

ابن عنبه در پایان کتاب می گوید: این کتاب مختصر من فوائدی را دربردارد که کتاب‌های مبسوط ندارد، و هم ضوابطی را که در خلال مطولات متفرق است.

نکته دیگر آن که رسم نسب نویسان است که اعقاب دختران را ذکر نمی کنند و تنها به ذکر دختران بلافصل افراد اکتفا می کنند. حال اگردودمان‌هایی که از طرف مادر سید هستند به حساب آوریم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 14 =